اخبار  
ثبت‌نام در جشنواره
 
@pgkfestival
حمایت از جشنواره
صفحه اصلي > اخبار و آگهی‌ها > نمایش خبر       
 


  چاپ        ارسال به دوست

فرار مغزها !

آدمی به هر دین و آئینی که باشد، به هر حزب و جناحی که وابسته باشد، به هر نقطه از آسمان علم و به هر کران از اقیانوس معرفت که رسیده باشد؛ وقتی به نام بلند «شهید» می‌رسد سر ارادت فرو می‌آورد، سکوت می‌کند، و آرام با گوشه آستین عرق سرد را از پیشانی پاک می‌کند؛ زانوی ادب می‌زند و زیر لب می‌خواند:

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست    لیک کس را دید جان دستور نیست
آتش است این بانگ نای و نیست باد   هر که این آتش ندارد نیست باد
جسم خاک از عشق بر افلاک شد   کوه در رقص آمد و چالاک شد

هنوز کودتای 28 مرداد یکساله نشده بود که در خردادماه 1329، در جنوب تهران و در محله خانی‌آباد کودکی دیده به جهان گشود که بعدها بر تارک نخبگی کشور درخشید. جعفرآقا که از معتمدین کسبه بود، در میدان بهارستان و چند قدمی مجلس شورای ملی مغازه کفش‌فروشی داشت. به واسطه نزدیکی مغازه‌اش به مجلس و علاقه‌ای که به مطالعه روزنامه داشت، مرتباً در جریان اخبار سیاسی کشور قرار داشت. فرزند خردسال جعفرآقا نیز علاقه به مطالعه را از پدر به ارث برده بود؛ نزدیکی مغازه کفاشی پدر به مجلس شورای ملی از یک سو او را در جریان مسائل سیاسی روز قرار می‌داد و از سویی دیگر شرکت در مجالس مذهبی و آشنایی با مفاهیم اسلام و قرآن روحیه حق‌طلبی را در وی به اوج رسانده بود. روحیه‌اش آرمانی ولی تفکرات و فعالیت‌هایش بر اساس دیدگاهی کاملاً واقعگرا بود.

سال 1342 بود که همزمان با ورود به دبیرستان جعفری اسلامی با اندیشه‌های امام خمینی (ره) آشنا شد. تمام آنچه را در ذهن خود از یک انسان کامل ساخته بود، در قامت امام یافته بود. علاقه و استعداد کم‌نظیر محمدجواد در درس، پایبندی او به ارزش‌های والای اسلامی، تسلط او بر فن‌بیان و حتی نوع لباس پوشیدن، از او فردی متفاوت ساخته بود.

در سال 1346 پس از اخذ مدرک دیپلم توانست امتیازات لازم را برای استفاده از بورسیه بانک ملی ایران به دست آورد اما به دلیل پایبندی به ارزش‌های والای اسلام، در مصاحبه ورودی پذیرفته نشد. این بود که در سال 1347 در رشته مهندسی پالایش وارد دانشکده نفت آبادان شد در حالیکه در آن دوران به دلیل آزمون مجزای دانشگاه‌ها علاوه بر دانشگاه نفت آبادان، ﺩﺭ چهار ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺻﻨﻌﺘﻰ ﺷﺮﻳﻒ، دانشگاه ﻓﻨﻰ ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺩﺍﻧﺸــﮕﺎﻩ ﺷﻴﺮﺍﺯ و ﺑﻮﺭﺳﻴﻪ ﺑﺎﻧﻚ ﻣﺮﻛﺰﻯ نیز پذیرفته شده بود.

او خیلی زود فعالیت‌های انقلابی خود را در دانشگاه آغاز کرد و هنوز مدت زیادی از ورود او به دانشگاه نگذشته بود که از اعضای برجسته انجمن اسلامی دانشجویان شد و با دعوت از افرادی مانند دکتر شریعتی، دکتر مطهری، علامه جعفری و استاد فرشچیان برای سخنرانی در دانشگاه، به نامی پرآوازه در مبارزه با رژیم پهلوی تبدیل شد.

وی پس از پایان تحصیل به منظور طی دوره خدمت سربازی در پالایشگاه نفت مشغول فعالیت شد اما پس از اندکی، به دلیل فعالیت در انجمن اسلامی دانشکده نفت از پالایشگاه اخراج و راهی زندان ساواک شد. شاید ساواک با خود اندیشیده بود با شکنجه این جوان می‌تواند بین او و آرمان‌هایش فاصله‌ای به اندازه یک پشیمانی بسازد؛ اما حصار زندان ساواک نیز از محصور کردن روح بلند او عاجز بود.

تعالی کشور را در علم می‌دید و هر فرصتی برای ادامه تحصیل و دانش‌افزایی را غنیمت می‌شمرد؛ به همین سبب بود که پس از رهایی از زندان ساواک در سال ۱۳۵۶ در رشته مدیریت صنعتی و در مقطع کارشناسی ارشد به مدرسه عالی مدیریت که در آن زمان تحت نظارت دانشگاه هاروارد بود، وارد شد.

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مدتی به عنوان سرپرست مناطق آزاد فعالیت کرد و سپس به عنوان وزیر نفت دولت رجایی مشغول کار شد اما برخلاف آرامش درونی که در نهاد و نهان او وجود داشت، گویی آسایش در تقدیر او نبود. هنوز مهر وزارت او بر وزارتخانه نفت خشک نشده بود که رژیم بعث به خیالی واهی نهال نوشکفته انقلاب اسلامی ایران را مورد هجمه قرار داد. پالایشگاه‌های نفت شریان حیاتی ایران بود و حمله به آنها یعنی حمله به شاهرگ اقتصادی ایران.

محمدجوادِ وزیر اما هنوز همان محمدجواد حق‌طلب کوچه‌های خانی‌آباد بود، همان محمدجوادِ مسجد بینایی، همان محمدجواد هیئت بنی‌فاطمیه، همان محمدجواد... او در محیط ساده خانواده آموخته بود كه معیار اصلی و هدف واقعی زندگی تجمل و رفاه نیست؛ بلكه ارزش‌های والاتر و برتر دیگری نیز وجود دارد. به همین دلیل در طول زندگی خود نه هیچ‌گاه اجازه داد وسیله برای او هدف شود و نه هیچگاه خود را فراموش کرد. او مرد میدان بود، نمی‌توانست در وزارتخانه نفت بنشیند و از دورترین فاصله ممکن از آتش، اخبار جنگ را بشنود، او می‌خواست ببیند! نمی‌خواست از قافله‌ سربازان پالایشگاه نفت دور بماند. وقت پرواز که برسد بالها گشوده می‌شوند و چشم به جز آسمان را نمیبیند...

تندگویانِ وزیر برای بازدید از پالایشگاه نفت آبادان به این شهر سفر کرده بود که در جاده ماهشهر ـ آبادان توسط متجاوزین بعثی عراق اسیر شد. محمدﺟﻮﺍﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﻭﺯﻳﺮﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﺒﻬﻪ ﺍﺳﻴﺮ ﺷﺪ، ﺍﺳﻴﺮﻯ ﻛﻪ ﻃﻮﻻﻧﻰ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. او ﺩﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﺷﺄﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎتی ﺭﺍ در اختیار ﺩﺍﺷت ﻛﻪ ﻣﻰ‌ﺗﻮﺍﻧﺴــت ﻳﻚ ﺧﻄﺮ ﻭ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺑﺮﺍﻯ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﺷــﻮﺩ اما محمدجواد ﻳﻚ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻣﻠﻰ بود.

خبر اسارت او و هم‌قطارانش که به چمران رسید، دستور داد گروهي از مبارزان چريكي به آن منطقه بروند تا اگر هنوز از مرز خارج نشده‌اند آنان را آزاد كنند اما افسوس...

اینکه در اسارت چه روزها و شبهای سختی را زیر آماج شکنجه تحمل کرد مهم است اما مهمتر ایستادگی اوست، محمدجواد ایستادن را معنا کرد.

زمان شهادت او هنوز هم در ابهام است؛ اما سرانجام پس از پایان گرفتن جنگ وتبادل اسرا و کشته‌شدگان میان دو طرف، پیکر شهید محمدجواد تندگویان که در اثر شکنجه در عراق جان سپرده بود، به کشور بازگردانده شد. محمدجواد بازگشت درحالیکه هنوز کف پاهای او از مته‌های ساواک سوراخ بود.

شهید تندگویان در 25 آذر 70 در ایران به خاک سپرده شد. محمدجواد می‌توانست در بهترین دانشگاه‌های دنیا ادامه تحصیل دهد اما عطای تحصیل در خارج از کشور را به لقایش بخشید تا به همگان بگوید نخبه، الکل خالص نیست که در شور پریدن باشد، نخبه آب است و در سودای ساختن! نخبه نمی‌گریزد، می‌ماند و می‌سازد حتی اگر چون شمع بسوزد.

#هادی_مرادی

دانش آموخته شیمی آلی و فعال فرهنگی


١١:٠٧ - چهارشنبه ١٥ شهريور ١٣٩٦    /    عدد : ١٢٠٩    /    تعداد نمایش : ١٣٨







کل بازديدهاي سايت: 249450 | بازدیدهاي امروز سايت: 38 | کل بازدیدهاي این صفحه: 65987 | بازديدکنندگان آنلاين: 1 | زمان بارگذاري صفحه: 0.14
آدرس دبیرخانه: بوشهر، خیابان امام خمینی (ره)، خیابان فردوسی (پل پوردرویش)، مرکز فناوری لیان، پارک علم و فناوری خلیج فارس. کد پستی: 97414-75157 تلفن: 33331734 (077)
  بوشهر، صندوق پستی 3519-75135
پست الکترونیک:
نمابر: 33330136 (077)
همه حقوق متعلق به پارك علم و فناوری خليج فارس است. Copyright © Persian Gulf Science and Technology Park. All rights reserved.